آبـان هوایش غرق دلتنگیستعطرِ تو را در مشت خود داردفهمیده خیلی دوستت دارمهی پشتِ هم با عشق میبارد ...مریم قهرمانلوعنوان از:مریم قهرمانلوشعر کامل ادامه مطلب
من ترجیح می دهم مهندس دل تو باشم تا مهندس خط کش و قلم و کاغذ.من خط کش های تو را قبول دارم.همان خط کش هایی که مرا و دنیای مرا از هر که جز تو حتی با تهدید جدا می کند.من تو را وقتی که پرگار بهانه جویی ات
درست همان روزهایی بازگشتی که بین من و خاطرات به جا مانده از تو نبرد سختی بود. اما این آبان شاید همان مهری بود که به دلم افتاده بود. تو بازگشتی و باز، گشتی در تمام گوشه و کنار ذهنم دنبال جای خالی خ
عنوان ار:فاضل نظری سلام. یه خاطر امتحاناتم نمیتونم خیلی آنلاین بشم. اما سعی میکنم حتما نظراتتونو بخونم و خیلی ممنون از نظرات خوبتون و از اینکه به وبم سر میزنید خیلی خوشحالم.
تنهایی اش هرروز تکرار می شود و روز هایش تکراری. هرروز صبح که از خواب بیدار می شود خیال می کند دوباره پدربزرگ فراموش کرده دوچرخه اش را با خود ببرد. از حافظه پدربزرگ شاکی می شود و تمام مدت که حیاط را
نه بادام چشم های چینی ها و ژاپنی هارا ویار کرده امو نه نسیم دبی و استانبول به کله ام زدهنه هوس دوبیتی بابا طاهر دارمنه هور منار جنبان دلم را می لرزاند.نه مات کیشم،نه موجی خزرفاتحه سعدی و حافظ را هم از